یادداشت مهمان - فرزاد جهانبین دانشیار و معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی: تحولات بزرگ سیاسی و اجتماعی در هر جامعهای، آزمونی برای نخبگان آن جامعه است. در جمهوری اسلامی ایران نیز انتقال رهبری با توجه به جایگاه دینی و سیاسی آن لحظهای تعیینکننده در بازتعریف مسئولیت نخبگان، بهخصوص جامعه دانشگاهی، محسوب میشود. در چنین بزنگاهی، مسئله «بیعت دانشگاهیان با رهبر جدید» صرفاً یک رفتار نمادین یا آیینی نیست؛ بلکه حامل معناهای عمیق سیاسی، اجتماعی و تمدنی است که میتواند مسیر آینده کشور را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
این یادداشت میکوشد ضمن گرامیداشت یاد و نام بلندآوازه آیتالله شهید امام خامنهای از منظر دانشگاهی و راهبردی، به سه پرسش اساسی پاسخ دهد: بیعت دانشگاهیان با آیت الله امام سید مجتبی خامنه ای چه معنایی دارد؟ نقش دانشگاه در این مرحله چیست؟ و این انتخاب چه اهمیتی برای فضای علمی و دانشگاهی کشور دارد؟
۱. معنای بیعت در سنت سیاسی جمهوری اسلامی
بیعت در سنت اسلامی صرفاً اعلام وفاداری سیاسی نیست؛ بلکه نوعی پیمان آگاهانه برای همراهی در تحقق یک پروژه تاریخی و تمدنی است. در این معنا، بیعت دانشگاهیان با رهبر جدید را میتوان در سه سطح تحلیل کرد:
الف) بیعت معرفتی
دانشگاه پیش از آنکه نهاد قدرت باشد، نهاد اندیشه است. بنابراین بیعت دانشگاهیان پیش از هر چیز به معنای پذیرش عقلانی چارچوب رهبری و نظام سیاسی و تلاش برای تقویت آن در ساحت نظری و فکری است.
ب) بیعت مسئولیتی
بیعت نخبگان علمی یعنی پذیرفتن این واقعیت که دانشگاه نمیتواند نسبت به سرنوشت کشور بیطرف باشد. در این سطح، بیعت به معنای پذیرش مسئولیت در حل مسائل ملی و تقویت اقتدار علمی کشور است.
ج) بیعت تمدنی
جمهوری اسلامی صرفاً یک نظام سیاسی نیست؛ بلکه مدعی ساختن الگویی تمدنی است. در این چارچوب، بیعت دانشگاهیان یعنی همراهی با پروژه تمدنسازی اسلامی در عرصه علم، فرهنگ و فناوری.
۲. اهمیت انتقال رهبری برای جامعه دانشگاهی
انتخاب رهبر جدید در هر نظام سیاسی لحظهای حساس در بازتولید مشروعیت و ثبات آن نظام است. برای دانشگاه، این رخداد دستکم سه پیام مهم دارد:
۱. استمرار گفتمان انقلاب در حوزه علم
یکی از مهمترین ویژگیهای چهار دهه گذشته، پیوند میان پیشرفت علمی و گفتمان استقلال و پیشرفت ملی بوده است. استمرار این مسیر برای دانشگاه اهمیت بنیادین دارد.
۲. تثبیت ثبات سیاسی برای توسعه علمی
تجربه جهانی نشان میدهد که توسعه علمی بدون ثبات سیاسی پایدار نیست. انتقال آرام میتواند ضامن استمرار سیاستهای کلان علمی و پژوهشی کشور باشد.
۳. فرصت بازتعریف نقش دانشگاه در حکمرانی
هر انتقال نسلی در رهبری، فرصتی برای گفتوگوی تازه میان نخبگان و نظام حکمرانی فراهم میکند؛ فرصتی برای بازتعریف نسبت دانشگاه با سیاستگذاری عمومی.
۳. نقش راهبردی دانشگاهیان در این مقطع
بیعت دانشگاهیان اگر بخواهد معنا و اثر واقعی داشته باشد، باید در قالب کنشهای علمی و اجتماعی متجلی شود. در این زمینه چند نقش کلیدی قابل تصور است:
الف) تولید چارچوب نظری برای حکمرانی آینده
دانشگاه باید به مرکزی برای تولید نظریه در حوزههای حکمرانی، اقتصاد، فرهنگ و سیاست تبدیل شود. بیعت واقعی زمانی تحقق مییابد که دانشگاه بتواند اندیشه راهبردی برای اداره کشور تولید کند.
ب) تقویت سرمایه اجتماعی نظام
نخبگان دانشگاهی به دلیل مرجعیت علمی و اجتماعی خود، نقش مهمی در شکلدهی به اعتماد عمومی دارند. رفتار و موضعگیری آنان میتواند به تقویت سرمایه اجتماعی نظام سیاسی کمک کند.
ج) تربیت نسل جدید مدیران و نخبگان
دانشگاه مهمترین کانون تربیت مدیران آینده کشور است. در این مرحله تاریخی، دانشگاه باید بیش از گذشته به پرورش مدیران متعهد، کارآمد و مسئلهشناس توجه کند.
د) تبدیل دانشگاه به موتور حل مسئله کشور
اگر دانشگاه بتواند مسائل واقعی کشور را حل کند، بیعت آن با نظام سیاسی از سطح شعار فراتر رفته و به کارآمدی عینی در حکمرانی تبدیل میشود.
۴. بیعت از نماد تا مسئولیت تاریخی
اگر بیعت تنها در سطح مراسم و بیانیه باقی بماند، تأثیر آن محدود خواهد بود. اما اگر به یک پیمان تاریخی میان نخبگان علمی و پروژه پیشرفت کشور تبدیل شود، میتواند منشأ تحولات عمیق باشد.
از این منظر، بیعت دانشگاهیان با رهبری جدید در حقیقت بیعت با آینده ایران است؛ آیندهای که در آن علم، فرهنگ و هویت ملی در کنار یکدیگر مسیر پیشرفت کشور را رقم میزنند.


نظر شما